خورشاه بن قباد الحسينى
375
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
پلنگ ار بود روز ميدان دلير * كجا آورد تاب بازوى شير 53 پيشواى مهدى صاحب زمان طهماسب شاه * آنكه او ظرف زمان را پر ز احسان مىكند 200 تا گنبد قابوس خدا داد مرا * از شهر هرى نيامدى ياد مرا 95 ترا زير فرمان چنين كشورى * عنانش منه در كف ديگرى 20 ترك احسان خواجه اوليتر * كاحتمال جفاى بوّابان 182 تنش را قفس دام ادبار شد * به زندان آهن گرفتار شد 26 تو با خداى خود انداز كار و دل خوشدار * كه رحم اگر نكند مدّعى خدا بكند 129 توسن طبع تو چو رامت شود * سكّهء اخلاص به نامت شود 189 تو گفتى نه شب بود پيدا نه روز * نهان گشته خورشيد گيتى فروز 102 ته خندق و كنگرش هولناك * يكى در سمك ديگرى بر سماك 210 تهى كرد پهلو ز ميدان جنگ * كه روبه نباشد حريف پلنگ 179 تهى گشت از آن تازه رويان سراى * به يكباره گشتند غربت گراى 243 تيغى كه آسمانش از فيض خود دهد آب * تنها جهان بگيرد بىمنّت سپاهى 316 جز امروز چون هست روز دگر * خوشا عدل گستر خوشا دادگر 239 جوانمردا جوانمردى بياموز * ز مردان جهان مردى بياموز 185 جهان آن كسى راست كاندر جهان * بود آگه از كار كارآگهان 238 جهان بخش آفتاب هفت كشور * كه دين و دولت از وى شد منوّر 266 جهان خالى شد از صيد چرنده * نماند اندر هوا مرغ پرنده 33 جهان را شهنشاه زيب و فرّ است * كه بىشاه عالم تن بىسر است 266 جهان را قديم آمد اين رسم و پيشه * كه هندو بود صيد تركان هميشه 277 چارهء ما ساز كه بىياوريم گر * تو برانى به كه رو آوريم 122 چراغى نيفروخت چرخ درشت * كش از تندباد حوادث نكشت 53 چراغى نيفروخت كين گوژپشت * در آخر به سيلى بادش نكشت 212 چنان پنجهء ظالم از عدل پيچيد * كه آهو كند اشتلم با غضنفر 200